"با توجه به اينكه ما با جامعه آماري ايران برخورد زيادي دايم مردم را بسيار صادق و راستگو ميدانم. اين براي ما هم جالب است . كليت جامعه ما مسلمان و مقيد هستند. وقتي به آنها ميگوييم اگر با كم گويي يا خلاف گويي مال حرام را وارد زندگي خود ميكنيد نسبت به اين قضيه بسيار حساس مي شوند. به عبارت ديگر ما بر تكيه بر ايمان مردم آمار ميگيريم"
اين سخنان مربوط به مصاحبه هاي معمول تلويزيوني رسانه ملي با مردم كوچه و بازار نيست! اين گفتارهاي رياست محترم مركز آمار ايران دكتر محمد مدد است كه در گفتگويي با رسانه ملي انجام داده اند. براي نگارنده بسيار شگفت انگيز است كه ايشان در طرحي آماري به اين گستردگي صحت خود اظهاري پرسشنامه ها را بر فرض صداقت ملت گذاشته است . بگذريم از اينكه اگر به واقع بپذيريم كه كليت جامعه ايران مسلمان و مقيد است و صداقت از اقصي نقاط اين جامعه ريزش ميكند ديگر چه نيازي است كه به آنها گفته شود كه با كم گويي و خلاف گويي مال حرام را وارد زندگي خود مي كنند كه هر مسلمان مقيدي اين را به عنوان يك امر بديهي ميداند و ديگر نيازي نيست به ياد آوري اين ملزومات. و ديگر نيازي نيست به اينكه آقاي دكتر مدد1 به كرات در رسانه هاي گوناگون اعلام كند كه كم نگوييد و خلاف نگوييد كه خلاف شرع است. بگذريم از اينكه تكيه بر ايمان مردم در يك طرح آماري از آن چيزهايي است كه فقط از دولت نهم و رفتارهاي خرق عادت مسافران اين قطار بي ترمز انتظار مي رود۲. آقاي دكتر مدد در ادامه با توجه به تاييد مسلماني و صداقت ملت ايران فرمودند كه " اطلاعات پرسشنامه ها از طريق مدل راستي آزمايي مي شود" كه اگر از حق نگذريم اين جمله علمي ترين جمله ايشان بر اساس آموزه هاي آمار است. راستي آزمايي مدل آماري ( Statistical Model Validation) كه به آن در آمار كلاسيك سنجش اعتبار مدل (Evaluation of Validity) هم ميگويند اصلي ترين پروسه يك طرح نظرسنجي است ولي راستي آزمايي مدل آماري (Model Validation) حتي در مقياس جوامع آماري كوچك ، نيازمند يك زيرساخت مهم بنام پايگاه اطلاعاتي (Data Base) است و هر چه متغيرهاي ورودي مدل بيشتر باشد پايگاه اطلاعاتي (Data Base) هم بايد شامل اطلاعات بيشتري باشد. ولي دو پرسش مهم وجود دارد:
1- آيا براستي چنين پايگاههاي اطلاعاتي در كشور وجود دارند؟
۲-در صورت مثبت بودن جواب پرسش بالا امكان ارتباط اين پايگاهها وجود دارد؟ 
آقاي محمد مدد بهتر از نگارنده ميدانند كه قطعا در كشور چنين پايگاههاي اطلاعاتي وجود ندارند حداقل در سطحي كه از پس راستي آزمايي چنين پرسشنامه هايي بر آيند. بخش اعظم اطلاعات مالياتي در ايران به صورت بايگاني كاغذي است . پايگاه اطلاعاتي اسناد و املاك كشور (كاداستر) عملا به صورت متمركز وجود ندارد. چنين مسئله اي در مورد اطلاعات سلامت، آموزش و گمرك نيز صادق است. بدلايلي كه ذكر آن در اين مقال نمي گنجد بايد عرض كنم كه آرشيو رايانه اي اطلاعات الزاما به معناي پايگاه اطلاعاتي نيست ولي كليه پايگاههاي اطلاعاتي قطعا فرزند آرشيوهاي رايانه اي اطلاعات هستند. از عدم وجود چنين پايگاههايي در كشور كه بگذريم مسئله ديگر عدم وجود ارتباط همزمان اين پايگاهها بدليل نقص در تكنولوژي فناوري اطلاعات در ايران است. اين دقيقا همان مشكلي است كه نتايجش را در هنگامي كه از كارت عابر بانك يك بانك خاص در دستگاه ATM بانك ديگر استفاده ميكنيد، به صورت پيغامهاي خطاي " شبكه قادر به پاسخگويي نمي باشد و..." مشاهده ميكنيد. و اما مهمترين مانع بر سر راستي آزمايي مدل آماري (Model Validation) عدم تبديل متغيرهاي غير عددي (Non-parametric) به كدهاي عددي مشترك در همين امكانات موجود است. اطلاعات پرسشنامه هاي طرح دو دسته اند يك دسته اطلاعات عددي اند مثل حقوق فرد ولي يك دسته از اين اطلاعات غير عددي اند مثل مدرك تحصيلي . مسئله اينجاست كه اگرچه در متن پرسشنامه ، كدهاي عددي مشخص وجود دارد ولي در واقعيت چنين نيست. دانشگاه X ممكن است براي كارشناسي عدد 1 و براي كارشناسي ارشد عدد2 را در بايگاني اطلاعاتي خود داشته باشد ولي در دانشگاه Y براي كارشناسي عدد2 و براي كارشناسي ارشد عدد 3 ثبت شده باشد.
پس به طور خلاصه به دلايل زير امكان راستي آزمايي حتي در حد ضعيف هم عملا وجود ندارد:
1- بخش اعظم اطلاعات در ايران كاغذي است. اين اطلاعات بايد اولا رايانه اي شوند و ثانيا متمركز شوند.
2- عدم وجود ارتباط فني و مخابراتي بين آرشيوهاي رايانه اي موجود
3- عدم استفاده از كدهاي مشترك در آرشيوهاي رايانه اي موجود
پس بهتر است فرض كنيم مردم ايران چنان مقيد اند كه آنچه اظهار ميكنند خلاف واقع نيست و اگر هم كوچكترين احتمالي وجود داشته باشد با تذكرات اخلاقي نگهبانان بهشت متوجه ميشوند كه اصولا دروغ كار بدي است! با اين فرض مي توانيم حداقل اميدوار باشيم كه اين طرح نيز مانند ساير برنامه هاي دولت فخيمه كه اصولا برنامه ريزي و مديريت را به جاي زمين در آسمان جستجو ميكند، به ثمر خواهد نشست حتي اگر نوآوري هاي بعضا معناگراي دولت نهم و يارانش در عرصه اقتصاد و سياست خارجي از پشتوانه تئوريك لازم برخوردار نباشد.
در عین حال بنده متعجبم از کژفهمی ها و کج تابی های رسانه های ماهواره ای فارسی زبان خارج کشور که همواره چه در زمان دولت اصلاحات و چه در زمان دولت ابداعات فقط سیاه نمایی کردند و می کنند. چه آن زمان که در هنگام انتخاب سید محمد خاتمی او را سوپاپ اطمینان خواندند و چه آن زمان که در پایان دولتش او را ناکارآمد جلوه دادند و مردم را به عدم شرکت در انتخابات خواندند و در ایجاد بحران با مخالفانش در داخل همراه شدند و یادشان رفت که قبل از سال ۱۳۷۶ در ایران مردم حتی معنای کلماتی چون حقوق شهروندی - آزادی بیان- روزنامه های مستقل و جامعه مدنی را هم نمی دانستند و چه در امروز که چنین طرح ناقصی را تا حد یک "بازجویی ملی" ارزش میدهند. به عنوان مثال فردی که تا همین چند سال پیش کارش سیمکشی برق ستادهای انتخاباتی دوم خرداد در گیلان بود و در همان سالها به انتساب خود به جبهه دوم خرداد حتی از همین طریق افتخار میکرد ولی امروز دم از عدم ارتباط با اصلاح طلبان میزند و کل کارنامه همکاری خود با اصلاح طلبان را زیر سوال می برد و سیاستهای خاتمی را نقد استراتژیک میکند و کلیه دستاوردهای دولت اصلاحات را زیر سوال میبرد و خاتمیان را باعث و بانی کلیه ضعف ها میداند و چه کم عمق نیز سخن میگوید در یکی از تلویزیونهای ماهواره ای به عنوان کارشناس و پرچمدار آزادیخواهی و نماد روزنامه نگاری مستقل و ایستادگی شمع گونه بارها ظاهر می شود و این طرح را "طرح بازجویی ملی" می خواند و هنوز نمیداند که اولا این طرح قابلیتهای یک طرح نظرسنجی معمولی را هم ندارد چه برسد به بازجویی ملی و ثانیا "بازجویی ملی" خواندن چنین پرسشنامه هایی اصولا بر واقعیت جمع اوری اطلاعات در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی کشور منطبق نیست. بنده گاهی با شنیدن بسیاری از این حرفها و حدیثها به این نتیجه میرسم که گردانندگان مونولوگهای سیاسی ان طرف مرزها برای تحلیل آنچه در داخل می گذرد به فیلمهای سینمایی جاسوسی هالیوود نیم نگاهی دارند که اینچنین همه چیز را امنیتی و اطلاعاتی میبینند و یادشان میرود که اصولا ساز و کار موجود در نهادهای امنیتی و اطلاعاتی ایران چنان است که برای جمع آوری اطلاعات نیازی به چنین پرسشنامه هایی وجود ندارد.
۱- این آقای دکتر محمد مدد را با معاون دانشجویی دانشگاه زنجان اشتباه نگیرید. آن آقا در حال برداشت میوه های مهرورزی دولت نهم در زیرساختی انقلابی به امید فراهم ساختن بستری برای مهرورزی بیشتر و ایضا براندازی نرم بود که نه در زیرساخت موفق بود نه در براندازی نرمش و نه در فراهم سازی بسترش! به آن آقا پیشنهاد میکنم زیاد هم ناراحت نباشند. مهرورزی به هر حال حواشی هم دارد!
2- حتي اگر بپذيريم كه ايشان (دکتر محمد مدد)تنها خواسته اند جوابي در حد سوال يك روزنامه نگار داده باشند و به آنچه ميگوييند اعتقاد ندارند باز هم چنين سخني در شان ايشان به عنوان رياست مركز آمار يك كشور نيست



